تبلیغات
اخبار دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار

تریبون آزاد

تاریخ:پنجشنبه 27 اردیبهشت 1386-07:05 ق.ظ

خیلی وقته که منم مثل همه شما ایستادم کنار و دارم نگاه می کنم.2تا خبر( خیلی دسته اول رو هم می خواستم بروز کنم توی ماه قبل اما سر حرف خودم بودم و بروز نکردم(این وبلاگ تخته شده)؟؟؟

اما گفتم بعنوان یک دانشجوی عادی بزار این خبرا رو بدم به یکی اون لااقل زیرزمینی پخش کنه !!اما اونقدر طرف ترسو بود که حتی جرات نکرد بگه ترم چند هست تا ببینم مناسب این کار هست یانه!!(از طریق آیدی باهاش صحبت کردم)

حالا شما توقع دارید من بخاطر این دانشجوها و یه عده که میخوان سر به تن این وبلاگ نباشه اخبار جدید بنویسم. زهی خیال باطل!!!!

بعضی ها ایمیل میزنن که در مورد فلان موضوع چیزی بنویس خوب بنده خدا بشین زحمت بکش تایپ کن بفرست تا من بروز کنم. می ترسی ؟؟پس من بدبخت چطوری توی اون سایت مزخرف چندین بار روی سیستمهای 4 و 5 بروز کردم کسی نفهمید(اونجا همه چشمشون به عکسهای....) حالا تو یه ایمیل میخوای بزنی میترسی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تا یادم نرقته از آرش جان بابت لطفش تشکر می کنم همچنین از آقا سعید و دوستانی که به این وبلاگ لطف دارن اگر مطلبی هم فرستادید که بروز نشد بخاطر این بود که این وبلاگ بسته شده.

اما این خبری رو که همه ازش مطلع هستید نمی شد بی خیال از کنارش گذشت. اول نمی خواستم بروز کنم نه بخاطر تخته بودن وبلاگ بلکه بخاطر اینکه آبروی دانشگاه و اساتید و دانشجویان میرفت و می خواستم براتون ایمیل بزنم تا اینکه یکی از دوستان همیشگی شعری رو فرستادن که خیلی خوب گویای همه چیز هست و در ضمن زیاد بحث رو باز نکرده تا غریبه ها از موضوع مطلع بشن.

دکتر کریم بنده موضع این وبلاگ رو توی این مقوله همین الان روشن می کنم:

من و همه دوستداران این وبلاگ توی جبهه شما و کسانی هستیم که نمی خوان حقی پایمال بشه و گردن ظالمی کلفتر!! پس از هیچ چیزی نترس و بدون اگر لازم باشه از آدمها و کسایی برای حل این مشکل کمک می گیرم که به هیچ عنوان به فکر کسی خطور نکنه!!

ثانیا بلوچ و فارس نداریم و ما همه ایرانی هستیم پس فکر نکنید که همه مثل هم هستن و دید کسی بخاطر این مسئله نسبت به هموطنان بلوچش عوض بشه. خوب و بد همه جا هست علی میکروب فارس بود و هوتی بلوچ .

در ضمن ما نمی خواییم هوتی رو دار بزنیم ما می خواییم طبق قانون عمل بشه اما تخطی از قانون و ماست مالی کردن فکر نمی کنم ارزش تیتر اول سایتهای خبری فرصت طلب باشه ؟ نه؟!

از عزیزان بلوچ هم می خوام که راحت از کنار این موضوع نگذرن چون دامن یک قوم رو لکه دار کردن از خود فعلی که صورت گرفته جرمش سنگین تره!!!

در پایان نظرات خودتون رو  بنویسید تا مشخص بشه انزجار تا چه حد زیاده.

اینم شعری که دوست عزیز برامون ارسال کردن

میستر ناباب

دانشگه دریایی ما شهره آفاق                   از بابت گندكاری یك ، میستر ناباب

هرچند كه پرونده وی كت و كلفت است       گویند كه وی مارمولك و پارتی كلفت است

آفاق همان وسع زناكاری وی بود                از هند شروع گشته و در خاتمه ری بود

گفتند نكرده است و نبود ست و ندیدیم       گوئیم كه كردست و كه بودست و كه وی بود

از دكتریت جز به ره لاف ندیدیم                   وز این مخ معیوب تو جز گاف ندیدیم

گویند كه انكار كنی كرده ی خویشت            كاری كه تو كردی نشود كنده ز ریشت

امروز نه فقط آبروی خویش ببردی                  بل هر چه امید در دل ما بود ستردی

زین پس به چه امید ره علم بپویم                از حاجت خود با كه در این دیر بگویم

هیهیات كه ما مرشد كذاب نخواهیم            و آن افعی پرپیچ و خم و تاب نخو.اهیم

استاد نه اویست و نه استاد چنین باد           استاد همانست كه در حلقه ی دین باد

مرهم به دل سوخته مان رب رحیم است         حامی همه در قبل ظلم، كریم است

 

 

 

مظلمه

گویند كه در حادثه صبح دوشنبه             چرخ و فلك و رمل و اسطرلاب عجین شد

تا رو بشود دست ستمكار سیه دل         آن گونه چنان گشته و این گونه چنین شد

لطف و كرم قوم بلوچ گر چه به سودش     با این عملش یك شبه تبدیل به كین شد

داد دل این دختر مظلوم كه گیرد              شاید كه حواله به سر خرمن دی شد

این مفسد فی الارض نشاید كه بماند       باید كه به مصداق عرب در پی نی شد

ما منتظر دیدن اجرای عدالت              كی گشته و كی می شود وعده به كی شد؟

 

هوتی تو چه شوتی؟

 

هوتی ز كدام قوطی عطار پریدی

عالم چو تو دیوانه و بیمار ندیدی

                                هوتی تو چه شوتی!

پنداشتی اكنون كه شدی دكتر هندی

نسوان بشتابند سویت، خواجه قرتی؟

                                هوتی تو چه شوتی!

یك چند به چنگ تو فلك نیز بچرخید

باشد كه در این حادثه برخویش بچرخی

                               هوتی تو چه شوتی!

جراح دماغ تو چه دانست كه روزی

بر خاك بمالد همه آن صنع هویجی

                               هوتی تو چه شوتی؟

از كله ی طاست تو خجالت نكشیدی

وزلنگ درازت تو خجالت نكشیدی

از همسر و فرزند و همه مردم این شهر

از قوم شریفت تو خجالت نكشیدی

                              هوتی تو چه شوتی!

گویند كه غیرت، همه در مرد بلوچ است

اما تو نبودی و نداری و ندیدی

                              هوتی تو چه شوتی!

                             هوتی تو چه شوتی!

                             ای انتر لوطی!

فقط می خوام بگم که لباس مقدس استادی ( ربط معلمی و انبیاء رو هم که همه می دونن) رو به گند کشیدی.

   بازگشت دانشجو ۲

 



نوع مطلب : خبری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

جوابها

نویسنده :دانشجو
تاریخ:یکشنبه 29 بهمن 1385-05:02 ق.ظ

با سلام

۱- جناب آقای سامی دوست شما هم از وقتی دستت به یه جای آموزش بند شد دیگه سامی دوست قدیم نیستی. البته من شخصا همیشه از شما خوشم میومده اما باید بگم در طول ترم قبل از شما رفتارهایی رو دیدم یا شنیدم که کمی روی من تاثیر منفی گذشت. در کل من اسمی از محل خاصی نبردم و در ضمن این مطلب همانطور که گفته بودم از قبل برای بروز شدن آماده شده بود شما به خودتون نگیرید.

۲- در جواب دوست عزیز باید بگم که برای قبولی در رشته های بورسیه خوب بستگی به این داره که بخواهید عرشه بخونید یا مکانیک. اما تا جایی که می دونم از رتبه های خوب بین بچه ها وجود داره تا ۲۳۰۰۰ کشوری.( بله تعجب نکنید این هم از مزایای گمنام بودن دانشگاه است)

۳- در مورد آزمون ورزشی یا آمادگی جسمانی هم باید بگم قدیما آقای یزدانی این آزمون رو میگرفت اما الان فکر میکنم جناب آقای اصفهانی باشن.

( اگر دوست داری در این رشته ها مطالعه کنی برو چون آزمونهاش آبکی هست و حتما قبول میشی مگر اینکه مشکل حادی باشه)

۴- آدرس دانشگاه: استان س و ب - شهرستان چابهار- دانشگاه دریانوردی

تلفن: ۲۳الی ۲۲۲۰۰۲۰ -۵۴۵

اینم پست امروز: بدون شرح



نوع مطلب : جوابیه 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دانشگاه ما و برره

نویسنده :دانشجو
تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1385-05:02 ق.ظ

سریال شبهای برره رو یادتونه عجیبا قریبا این دانشگاه ما عین همین برره است و مو نمی زنه با آدما و جو حاکمش

اصل کلی دانشگاه ما مثله شهره برره اینه که هیچکی هیچی نَوَفهمه(نمیفمه) از مسئولان و استاد و دانشجو بگیر تا....

دانشگاه ما دوقسمته دانشگاه بالا و دانشگاه پایین و واقعا هم این تشابه قابل تامله چون رشته های بورسیه و دهن پرکنش تو یه طرف دانشگاه و رشته های غیر بورسش توی اونطرفه دانشگاه هستند. البته وقتی نیست که دانشگاه دوقطبی شده. این دو طرف برره چابهار هم مثل همون برره منتظر یه فرصت هستند تا حال همدیگرو بگیرن.

حراستش درست عینه ژاندارمری بررست و اگر یاور طغرل رو خواستید ببیند یه تابلو بازی در بیارید تا نگهباناش رو ببینید و در عرض سوت ثانیه زیر آب رو بزنن و بعدش هم بگن من هواتو داشتم نذاشتم کسی بویی ببره!!!

گروه های آموزشی و سوله های آموزشی هم که عین بخشای اداری بررست و کارشون فقط پاس دادن دانشجو ها و فرستادن اونها پی نخود سیاهه... و مسئولان گروه آموزشی حتی آیین نامه دانشگاه رو هم نمیدونن و دانشجو بدبخت رو به  روزی در میارن که اگر روزی کارشون به اینها افتاد بیچاره راضی بشه به انصراف و فرار!!!!

اما  کلا تمامی پرسنل دانشگاه رو که آدم میبینه یاده کیوون میافته و شعاره اصلی داشگاه که دانشجو باید پول وده پوله زور وده .....کلا دانشگاه و برره بروی یک اساس کار میکنن اون هم

اینکه پول زور وده؟؟؟؟

 

دانشجوهاشم که همه عینه فرهاد و لیلون دنبال هم بیدن و خیلی هاشون که اهله دودو، گرده نخودو از این حرفان..!!!

واما نویسنده این وبلاگ که تو دانشگاه عین کیانوش همیشه مات و مبهوت جو دانشگاه، و از قدیم هم که گفتند :خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شوِ .

راستی خبره جدید رو شنیدید :عمو دریایی دربدر دونبال بررست تا تو برره هم یک دانشگاه  دریایی بزنه و کلی جوون  رو هم اونجا یا اسیر و برده   دریا یا بیکار الکی خوش کنه.

 

 



نوع مطلب : انتقادی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رد پا....

نویسنده :دانشجو
تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1385-05:02 ق.ظ

روزی در آخر ساعت درس یك دانشجوی دوره دكترای نروژی ، سوالی مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم می آیید،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقیقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم كه روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جایی است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب می شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملكتش بكوشد.(( پروفسور محمد حسابی))

 

این مطلب رو آوردم تا بگم دیر یا زود در این وبلاگ رو خودم تخته میکنم. چرا؟

معلومه وقتی یکسری از دانشجو ها علی رغم دیدن مشکلات این مطالب رو تراوشات ذهن من میدونن و تازه در خوابگاه اقدام به نوشتن ....و امضاء....غیره میکنن ؟؟؟؟ یعنی دوست ندارن این وبلاگ کار کنه. باشه منم دنبال دردسر که نمی گردم. واسه ی چی خودم رو تو دردسر بندازم منم میشینم کناری و فقط نگاه میکنم.

این رو نگفتم که بعد برید قپی در کنید ما وبلاگ رو بستیم چون حتی اگر از مخابرات هم فیلتر بشه بازم من در هر ثانیه یه وبلاگ دیگه میسازم و آدرسش رو برای همه می فرستم.

اما این وبلاگ برای دانشجوها کار میکرد حالا که نمی خوان ٬ نخوان اما میدونم دوباره خودتون ........

من توی دانشگاه هستم شما هم هستید ببینیم چه گلی به روی طرفدارانشون میزنن.

فقط چند تا مطلبی رو که قبلا آماده کرده بودم دیگه بروز میکنم.

 

یه چیز دیگه ایی که می خواستم بگم اینه:

مطمئنم دیدید توی مرکز کامپیوتر(آزمایشگاه یا سایت) یا کافی نت دانشگاه وقتی وارد سایتی مثل گوگل می شید که کلمه ای رو جستجو کنید و حرفی رو وارد می کنید ویندوز بطور اتوماتیک اقدام به حدس زدن کلمه ای که مد نظر شماست می کنه و کلماتی رو که قبلا با این حرف استفاده شده پیشنهاد میکنه. متاسفانه هر بار که میرم به جز دوتا کلمه درست و حسابی، همه یه مشت کلمات زشت و اراجیف هستند. نمی دونم اون آقا که میاد و برگه از استاد برای استفاده از اینترنت جهت تحقیق میاره چرا دنبال تحقیقش نیست و توی سایتهای غیر اخلاقی میچرخه.( البته نمی گم این فقط به آقایون مربوطه چون من در ساعاتی که خانمها نوبت داشتن هم بلافاصله پشت سیستمها نشستم و با همین وضعیت مواجه بودم اما خوب آقایون بیشتر به این کار می پردازن!!!)

اینارو نگفتم که آبروی یه عده بره بلکه گفتم که رو کارهاتون یکم بیشتر فکر کنید، مثلا همه شما لیسانسه میشید و یه فرقی بین شما و یه دیپلمه باید باشه!!!؟؟؟

دلت می خواد اینکارو انجام بده به من چه ولی لااقل قبل از پا شدن history   رو پاک کن تا نفر بعد چیزی نبینه و آبروی خودت نره.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

امتحان و تقلب

نویسنده :دانشجو
تاریخ:پنجشنبه 26 بهمن 1385-04:02 ق.ظ

 خوب فصل امتحانات  و خر زدنا گذشت گفتیم که یه ذره از وضع دانشجوها  تو این روزا  بگیم .

یه چیزه جالب و خنده دار  تو دانشگاه ما اینه که وقتی کسی فکرش به امتحان می افته فکر بعدی که به سرش میزنه تقلبه که خداییش اصلا حال امتحانم به همین تقلباست به خوده من بگی اون امتحانه اون دفعه رو چیکار کردی چیزی از امتحانه یادم نمیاد فقط تقلب زدناش یادم میاد

خوب یه سری میشینن تو این روزا حسابی درس میخونن (خر میزنن)و خودشونو قرنتیننه کردن *  و یه سری دیگه علاوه بر اینکه یه نیم نگاهی به درسشون دارن یک سری تمرینات و نرمشهایی هم جهت هر چه بیشتر موفق شدن در امتحان میکنن مثلا دستشون طوری تمرین میدن که بتونه تو عرضه یک صدم ثانیه که شده ۱۸۰ درجه بچرخونن  و ورقه بغلی یا پشتی رو بگیرن یا عده ای این کارا رو با سرو گردنشون انجام میدن تا سرعت عمله گردش به عقب و چپ و راستشون مثل جغد قوی  بشه  و یه عده ایی که کاره اینا فوق العاده جالب و حیرت آوره!! تمام جزواته استاد و کتابارو با font شماره ۱/۰ در ورقه های بسیار ریز مینویسن تا سر امتحان از محل جاسازی در بیارن و بنویسن حالا این در صورتی که اینا تو تمامه جیب و شال و کلاهو و لوله خودکارو و حتی پاکن اینارو غایم میکنن تعجب من اینه که این عجایب اینهمه کارو که با دقت و مهارت انجام میدن اگه تو درس خودشون  بزارن که دیگه لازم نیست اینا این کارارو بکنن که ؟؟!!!!!!!!!!

 

حالا دیگه نخواستیم اونایی رو بنویسیم که نا امیدن از بغضی درسا و کارشون حذف کردن درساست یا  اون پاچه خوارانی که بعد از امتحان میافتن به جون استاد و حالا ...... !!!!!!!!

 

اما  میخوام یه حرفه بچه مثبتی بزنم(بعد این همه دری وری گفتن‌ ) اونم اینه که همیشه خدا با اون کسیه اصلا تقلب تو کارش نیست وقتی ما اول امتحان  میگیم خدا کمکمون کن وقتی فکرمون به تقلبو اینا میافته دیگه خدا رو مدنظر نگرفتیم و کمکی هم وجود نداره من خودم راستش تقلب نکردن رو  پیشنهاد میکنم چون هیچی قشنگتر از راستی و درستی تو کار نیست .(حالا کی گوش بده یکی باید اول اینارو به من بگه)

 



نوع مطلب : عمومی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :14
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo