تبلیغات
اخبار دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار - همه چیز خوبه !!!

همه چیز خوبه !!!

نویسنده :دانشجو
تاریخ:چهارشنبه 19 مهر 1385-02:10 ق.ظ

اولا" باید سلام و خیرمقدم عرض کنم ، خدمت عزیزان دانشجو ( چه برو بچ قدیم چه جینیوهایی جدید ) اللهی جیگرشون رو بخورم Smiley.

دوما" عذر میخوام برای اینکه زودتر خدمت شما نرسیدم  و اظهار ارادتم به تاخیر افتاد ، جدا" عذر میخوام ، به بزرگواری خودتون ببخشید.

فکر کنم ، سلام و احوال پرسی کافیه ، تلافی تاخیرم ، یه پست طولانیه  !!!

-   ساعت 12 ظهره ، هوا گرم و شرجی و لباست از رطوبت و عرق به تنت چسبیده و خیسه !!!

وارد خوابگاه میشی ، سریع میری طرف اتاقت که زود لباس رو عوض کنی و بری یه دوش بگیری، چون از خودتم متنفری چه برسه به دیگران ؟؟؟

لباست رو که عوض کردی ، زود میری طرف حموم . شیر آب رو باز می کنی ، اما صدای ( فرت و فورت ) هوا میاد !!! . یکی از تو حموم داد می زنه ،  حمیــــد !!!  یه ظرف آب بده من ، بابا کور شدم ، هنوز سرم رو نشوستم ! کف داره کورم می کنه ! یکی از تو توالت داد می زنه ، تبـــرکه واسه... فلانی ؟  ، ای ... فلانه ِ پدر ِ... !!! . ( توضیح اینکه ماهم جدیدا" رفتیم تو کار تبلیغات محصولات تبــرک !!! )

 تا عصر ، یه جوری می گذرونی تا آب وصل بشه و دوش می گیری . سحر هم که پا میشی میری  واسه سحری ، بعد از تناول اونچه تو سلف به اسم سحری به خوردت میدن ، می یای اتاق ، میری مسواک بزنی و ... ! بازم ... ، اصلا" فکر کنم رفته رو Repeat   .

 همه اینا رو میدونن ، اما دلیلش رو هم می دونید یا نه ؟؟؟

-   مطمئنا" می دونید ، جدیدا" بعد ازپذیرش این همه دانشجو ( اون هم بیش از ظرفیت دانشگاه) ، بد جوری  جو گیر شدن ، تا حرف می زنی ، می گن برو خوابگاه تو شهر !!! ( نه امکانات اونجا خیلی بهتر از اینجاست ). ای ایها الناس ، کجای دنیا 6 نفر دانشجو توی اتاق 4 نفره جا می دن ( اون هم با کلی منت ! ) {  یه خوابگاه اونطرف تر، توی اتاقهایی با همون ابعاد، دانش اموزان رو 4 نفره جا دادن . !!! } ، من نمی دونم  ما اومدیم تو دبیرستان اینا ، یا اونا اومدن دانشگاه ما ؟؟؟

-   دانشجو اونقدر بدبخت شده که باید توی این هوای شرجی بدون هیچ امکاناتی توی این خوابگاه بمونه ، هزار تا حرف ازاین و اون هم بشنوه. نمی دونم چقدر از این خبر که ، چند تا از دانشجویانی که کولر نداشتن ( بعد از کلی دوندگی تو آموزش ، دنبال کولر ) سر آخر به ناچار رفتن سراغ جایی که کولرها رو قایم کرده بودن و با شکستن درب ، خودشون کولرها رو آوردن و نصب کردن و خوب معلومه دیگه کارشون به کمیته انظباتی و حراست می کشه ( من کار اونا رو درست نمی دونم ، اما این هم یه اقدامی بوده  در جهت رفع نیازهای اولیه !! )

خب شما که کولر دارید ، چرا نصب نمی کنید ، این یه کار چه معنی داره ، این یه اخطاره !!!

بلاخره یه روزی صبر دانشجوهای دیگه هم تموم میشه و شاید کاری خیلی به مراتب بدتر از این انجام بدن .

-   یکسری از دانشجوها رو که آواره شهر کردن ، جدیدا" هم عده ای دیگه رو فقط بخاطر چندتا دانشجو ( فکر کنم دانش اموز دختر باشن ) آواره جای دیگه ای کردن.

-   سر در دانشگاه هم که می گفتن قراره 6 ماهه ساخته بشه ، ( گویا در هنگام اطلاع رسانی صفرش رو جا انداختن) اما من درستش میکنم . این سردرب ظرف 60 ماه قراره ساخته بشه .

-   سوله ای هم که قرار بود سالن سرپوشیده باشه ، فعلا" نیمه کاره مونده ، فکر کنم  چون هوا خیلی گرم و شرجیه ترجیح دادن سقف و دیوارش رو نسازن تا برای استفاده عزیزانی که میخوان استفاده کنند ، مشکل گرما آزار دهنده  نباشه.

-   دایناسورهای پارک ژوراسیک هم هنوز تو راه اند ، طفلک ها قرار بود با کشتی تفریحی دانشگاه ( که قرار بود خریداری بشه ) اورده بشن ، کنار اسکله قایق های موتوری دانشگاه !!!

-   حتما" می خوای بگی ، خوب بودجه کم آوردیم ، شایدم قطع شده ؟؟؟

به ما چه  که بودجه تموم شده !!! ( حرف قشنگی نیست ) اما ، مگه ما مسئول خرج کردنش بودیم  ؟؟؟

مگه ما خواستیم چند جور رشته مسخره دیگه به این دانشگاه اضافه بشه !!! که علاوه بر بدبختی یکسری جوون تازه وارد، عرصه رو بر قدیمی ها هم تنگ تر و ایضا" بدبخت ترکنیم .

( واسه فارغ التحصیل های قبلی ، در مورد معرفی و شناسایی پتانسیل اونا به سازمان های مربوطه ، چه کار کردن که سیل مصیبت بار پذیرش دانشجو در رشته های تخیلی راه انداختن ) { اللهی جرزه جگر بگیرن اینا }

-   راستی من موندم ، با این اوضاع قمر در عقرب دانشگاه ، چه طور می خوان کنفرانس زبان های دریایی رو برگزار کنن . ( خدایی با این وضع ، خیلی دل می خواد )

اما خوب ، روی خط توسعه هستیم  ( شاید اخر توسعه و شاید هم از اون آویزونیم ! )

حتما" با قطارهایی که از عسلویه به اینجا می یان تمدن هم به این طرفا میاد و ما می تونیم خیلی زود به ارقام ( بازی ریاضی که روی تبلیغات زده شده ) برسیم  یا اونا رو انجام بدیم. فقط خدا کنه با هجوم قطار تکنولوژی و توسعه ، دانشجو نیاد ، که باعث و بانی همه بد بختی هاست.

 

 

-   به مسجد گیر ندادم ، چون اولا" می دونم که بودجه اونو نمی شه جای دیگه ای خرج کرد ، و اگر هم خرجش نکنن ، باید برگردونن . و دوما" اینکه لااقل یه سر پناهی برای دانشجوهای عزیزی که داخل شهر ساکن هستن ایجاد شده ، که فواصل بین کلاسها رو استراحت کنن . سوما" که از همه مهمتره اینه که الان میشه یه کم  توی سلف نفس کشید و یه جایی برای نشستن و غذا خوردن پیدا کرد ، که این از برکات ساخته شدن مسجد ( تخت جمشید سابق ) هستش.



نوع مطلب : عمومی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:34 ق.ظ
Hi there, yup this paragraph is actually fastidious and
I have learned lot of things from it regarding
blogging. thanks.
دانشجو در پاسخ به لیلا
چهارشنبه 19 مهر 1385 03:10 ق.ظ
سلام به خدا ما راضی هستیم این تلویزیون رو بدن به شما چون همیشه برفك نشون میده و فقط با اون صدای نا بهنجارش فرصت غذا خوردن در آرامش رو از ما می گیره.
لیلا
چهارشنبه 19 مهر 1385 03:10 ق.ظ
سلام
وضعیت سلف پسرا خوب شده ولی سلف دخترا افتضاحه جا برای نشستن نیست شیر آب آبسرد کن و تلویزیون نداریم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo