تبلیغات
اخبار دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار - وقتی سهراب در دانشگاه ما دانشجو بود

وقتی سهراب در دانشگاه ما دانشجو بود

نویسنده :دانشجو
تاریخ:شنبه 9 اردیبهشت 1385-11:04 ق.ظ

وقتی سهراب سپهری دانشجوی دانشگاه ما بود

اهل دانشگاهم

روزگارم خوش نیست

ژتونی دارم

خرده عقلی

سر سوزن شوقی

اهل دانشگاهم پیشه ام گپ زدن است

گاه گاهی می نویسم تكلیف

می سپارم به شما

تا به یك نمره ناقابل بیست

كه در آن زندانیست

دلتان زنده شود

چه خیالی چه خیالی میدانم

گپ زدن بیهوده است

خوب میدانم دانشم بیهوده است

اوستاد از من پرسید

چقدر نمره ز من می خواهی

من از او پرسیدم                دل خوش سیری چند

اهل دانشگاهم

قبله ام آموزش

جانمازم جزوه

مشق از پنجره ها میگیرم

همه ذرات وجودم متبلور شده است

درسهایم را وقتی می خوانم

كه خروس می كشد خمیازه

مرغ و ماهی خواب است

خوب یادم هست

مدرسه باغ آزادی بود

درس بی كرنش می خواندیم

نمره بی خواهش می آوردیم

تا معلم پارازیت می انداخت

همه غش می كردیم

كلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت

درس خواندن آنروز

مثل یك بازی بود

كم كمك دور شدم از آنجا

بار خود را بستم

عاقبت رفتم در دانشگاه

به محیط خشن آموزش

و به دانشكده علوم سرایت كردم

رفتم از پله كامپیوتر بالا

چیزها دیدم در دانشگاه

من گدایی دیدم در آخر ترم

در به در می گشت

یك نمره قبولی می خواست

من كسی را دیدم

از دیدن یك نمره ده

دم دانشگاه پشتك می زد

شاعری دیدم

هنگام خطابه

به خرچنگ می گفت ستاره

و اسید نیتریك را جای می می نوشید

همه جا پیدا بود

همه جا را دیدم

بارش اشك از نمره تك

جنگ آموزش با دانشجو

حذف یك درس به فرماندهی كامپیوتر

فتح یك ترم به دست ترمیم

قتل یك لبخند در آخر ترم

همه را من دیدم

من در این دانشگاه در به در و ویرانم

من به یك نمره نا قابل ده خشنودم

من به لیسانس قناعت دارم

من نمی خندم اگر دوست من می افتد

من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند

و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد

من در این دانشگاه

در سراشیب كسالت هستم

خوب می دانم استاد

كی كوئیز می گیرد

برگه حذف كجاست

سایت و رایانه آن مال من است

تریا،نقلیه و دانشكده از آن من است

ما بدانیم اگر سلف نباشد

همگی می میریم

و اگر حذف نباشد

همگی مشروطیم

نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود

كار ما نیست شناسایی مسئول غذا

كار ما نیست شناسایی بی نظمی ها

كار ما شاید اینست كه در مركز پانچ

پی اصلاح خطا ها برویم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در ضمن فیلم در یک سانس و همزمان بطور مختلط (دختر و پسر)استغفر...نمایش داده شد.Smiley

در حین نمایش فیلم هم یک بچه گربه Smileyکه گویا مادر و پدر را به عشق دیدن فیلم رها کرده بود با صدای میو میو دانشجویان محترم و فرصت طلب را به خنده و مزه پرانی وا میداشت.(اینم بگم که فیلمه چند جا خیلی حساس میشد و بازار تیکه پرانی گرم) 

جدیدترین خبر بر میگرده به نمایش فیلم در آمفی تئاتر دانشگاه که خدایی عالی بود چون برای اولین بار احساس کردم چابهار هم میتونه سینما داشته باشه.فیلم زیبایی بود اگرچه من قبلا دیده بودمش اما فکر نمی کردم برای اولین بار این فیلم رو انتخاب کنند.

نگید چرا دیر به دیر مطلب از دانشگاه بالا میذاریم چون هیچکس همکاری نمی کنه انگار نه انگار....Smiley

سلام



نوع مطلب : خبری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
دریانورد جوان
دوشنبه 11 اردیبهشت 1385 01:05 ق.ظ
عزیز اگر دنبال همكار می گردی من در خدمتم...
محمد
یکشنبه 10 اردیبهشت 1385 02:04 ق.ظ
سلام
یادش به خیر 4 سال از بهترین فرصت هایمان را در دانشگاه بودیم .
از بودن در دانشگاه لذت ببرید بعدا پشیمان می شوید .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo